.

گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک

 

October 06, 2005

 

سايبرديپلماسي ؛ استراتژيها و تاکتيکهاي روابط عمومي ديپلماتيک در فضای سايبر (بخش دوم و پایانی)

نویسنده : دکتر رها خرازی

بخش نخست مقاله


سايبرديپلماسي؛ قدرت نرم براي دست يابي به اهداف سخت
جوزف ناي کتاب قدرت نرم خود را با اين عبارت آغاز مي کند: بيش از چهار قرن پيش نيکولو ماکياولي به شاهزادگان ايتاليا پيشنهاد کرد که « ترسانيدن مهمتر از مورد قبول واقع شدن است»، اما در دنياي امروز بهتر است هر دو صفت را دارا باشيم. پيروزي بر قلبها و اذهان همواره مهم بوده است. اما اين اهميت در عصر اطلاعات چندين برابر شده است. اطلاعات قدرت است و تکنولوژيهاي نوين اطلاعات گستره انتشار وسيعتري نسبت به گذشته پديد آورده اند. هنوز رهبران سياسي جهان زمان کمي را به تفکر در مورد تغيير و تحول طبيعت قدرت اختصاص مي دهند. به ويژه اين که چگونه ابعاد نرم مي توانند در استراتژيهاي اعمال قدرت ادغام شود.
در حقيقت عصر اطلاعات به سمتي مي رود که ديپلماسي سنتي بر پايه واقع گرايي سياسي و تکيه بر قدرت سخت در حال جايگزيني با ديپلماسي نوين و برپايه سياست انديشه گرا است که در آن به قدرت نرم برتري داده مي شود و در آن روابط دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي با خواص ( دولتها ) به روابط با عموم مردم در گستره اي جهاني تغيير مي‌کند.
اين امر در حالي صورت مي گيرد كه رهبري سياسي در جهان امروز به رقابتي براي جذابيت مشروعيت و اعتبار بيشتر تبديل شده است. توانايي سهم بندي اطلاعات به منبعي مهم در جذب و قدرت تبديل گشته است. اين بازي سياسي در دوره اطلاعات جهاني پيش بيني مي كند كه نقش مشترك و وابسته قدرت نرم و سخت افزايش خواهد يافت. براي بهره مندي حداكثر از اين دوره اطلاعاتي بايد ابزار زير را در اختيار داشت:
۱- كانالهاي چند گانه ارتباطي براي تقسيم بندي موارد
۲- سنت هاي و ايده هاي فرهنگي كه به نرم هاي جهاني غالب نزديك باشد
۳- و اعتباري كه با ارزشها و سياست ها افزايش مي يابد
بيشتر آنچه امروز در جهان سياست مي گذرد، جهاني كه در آن مي پرسيم «داستان چه كسي پيروز خواهد شد؟» به اعتبار بستگي دارد. در جهاني كه همه ما از اطلاعات اشباع هستيم. آنچه از اهميت برخوردار است اطلاعات نيست بلكه توجه ما است و اين توجه طبيعتا به سمت اطلاعات معتبرتر جلب مي شود. اين واقعيت سياست هاي اعتبار را بهتر از هر زمان ديگري در تاريخ جلوه مي دهد.
كنترل منابع قدرت نرم دشوار است. بسياري از منابع مهم آن از كنترل حكومت خارج است و تاثير آن تا حدود بسيار زيادي به ميزان پذيرش مخاطبان بستگي دارد. فراتر از آن منابع قدرت نرم اغلب به طور غيرمستقيم از طريق شكل دهي محيط براي اعمال سياست عمل مي كند و برخي اوقات سالها طول مي كشد تا به نتيجه دلخواه منجر شوند.

سايبرديپلماسي با افزايش زمينه گفت و گو با مخاطبان خارجي و ايجاد بافت موقعيتي بين المللي توانا، وظيفه‌ استراتژيك خود را در راه ارتقاء منافع ملي واقعي در صحنه بين المللي به انجام مي‌رساند. همان طور كه لئونارد Leonard و استيد Stead تشريح مي‌كنند « سايبرديپلماسي چيزي بيش از فريفتن ساده عموم و جلب نظر دولتهاست. فلسفه سايبرديپلماسي به دنبال دستيابي به نتايج است ». اصل در حال رواج ميان رهبران دنيا اين است كه سياست نرم براي موفقيت در راه گام نهادن بر سنگفرش عريض و طويل اهداف سخت اساسي است.
جنبه ارزشمند ديپلماسي مردمي اينست كه تنها با نيل به اهداف زمان‌بندي‌شده ويژه مرتبط نيست، اما پتانسيل دستيابي به فرايند بهره‌برداري از تمامي اهداف در روابط بين الملل را تامين مي‌كند.
اهداف بزرگ سياست خارجي ايالات متحده‏، در کشورهايي كه اين كشور در آنها با بحران روبه‌رو مي‌شوند، به وسيله برنامه‌هاي اطلاعاتي سايبرديپلماسي و به پشتوانه برتري منابع اطلاعاتي و قدرت نرم آمريكا دوباره تقويت مي‌شوند. در بافت موقعيتي فعلي، ساير بازيگران بين‌المللي به طور روزافزوني آگاه مي‌شوند كه سايبرديپلماسي، ظرفيت بهبود و پيشرفت پايدار آنها در جامعه بين المللي و تسهيل روند نيل به اهدافشان را داراست. مسلم است كه اين بازيگران نمي‌توانند در زمينه قدرت سخت با ايالات متحده هماهنگ و هم‌ساز شوند. قدرت‌هاي مياني به طور روزافزوني براي كسب موقعيت كليدي، به قدرت نرم سايبرديپلماسي تكيه مي‌كنند. كانادا مانند بسياري از قدرت هاي مياني جهان، برخلاف قدرت‌هاي سخت قديمي روي سايبرديپلماسي خود حساب مي‌كند. و اين به ايجاد تفاوت اين كشور در صحنه بين‌المللي تبديل شده است.

سايبرديپلماسي؛ نفوذ در افکار عمومي جهاني؛ تامين منافع ملي
سايبرديپلماسي؛ تقويت نفوذ سياسي در افکار عمومي جهاني
در ميان منافع سودمندي كه از سايبرديپلماسي به دست مي‌آيد، يكي از مهم‌ترين آنها افزايش نفوذ ايدئولوژيكي است كه از طريق صادرات فرهنگ و موسسات سياسي اعمال مي‌شود. آتني‌ها، ساختارگراهاي ايالات متحده، انقلابي‌هاي فرانسه، بولشويك‌ها و اسلام‌گراها همگي بر صدور نظام‌هاي سياسي خود به كشورهاي ديگر، به عنوان هدف اصلي سياست خارجي خود نگاه مي‌كنند. دليل اين امر نيز بسيار ساده است، اگر كشورها ارزشها و فرهنگ سياسي خود را به اشتراك بگذارند، به طور مشابهي روابط دوستي خود را براساس اعتماد بنا خواهند كرد. دموكرات‌ها طرح‌هاي بسيار مشروحي از نظام دموكراتيك تهيه و به جهانيان پيشنهاد مي‌كنند. اين نمونه مثال بارزي است از همان نقش محوري است كه سايبرديپلماسي مي‌تواند در يك سيستم سياسي، با گستره‌اي بين المللي ايفا كند. ترويج ساختارهاي نظام دموكراتيك به عنوان يك هدف، نوعي رهبري سياسي و استراتژيك است. ايمانوئل كانت يكي از اولين متفكراني بود كه گسترش جمهوريخواهي را به عنوان منبع مشروعيت، توافق ميان ملتها، ثبات و سعادت بين‌المللي تصور مي‌كرد.
در حالي كه نمي‌توان دموكراسي را به ضرب گلوله بر كشوري تحميل كرد، از طريق سايبرديپلماسي و با زيركي و تدبير و گستره انتشاري فراتر از مرزها، مي‌توان آن را عبور داده، بومي و مردمي كرد.
براساس طرح استراتژيك وزارت امور خارجه ايالات متحده، ديپلماسي عمومي با حمايت از نظام ليبرال دموكراسي، نه تنها موجبات ترويج ارزش‌هاي اصلي آمريكائي را فراهم مي‌آورد بلكه به خلق دنيايي امن كه در آن ايالات متحده مي تواند دسترسي به منافع ملي خود را در آن ارتقاء بخشد، كمك مي‌كند.

البته يك كمپين طراحي شده در اهداف استراتژيك ايالات متحده به منظور فراتر رفتن گستره دموكراسي، نفوذ بر مردم در كشورهاي خارجي است. مقامات آمريكائي در اين زمينه اعتقاد دارند كه اهداف دموكراتيك آنها در صورتي كه افراد درون ملتها را مورد هدف قرار دهند بيشتر به موفقيت نزديك خواهند شد، جمعيت مردمي‌كه هنري.جي هايد، Henry J. Hyde ، آنها را « متحدان خاموش آمريكا » مي‌نامد.
برپايه اين استراتژي، رسانه ها و به ويژه Hyper Media ها از يک سو موجب انفجار راديکال عقايد به سوي مخاطبان جهاني مي شوند و از سوي ديگر مخاطبان امروز را قادر مي سازند تا از دريافت کنندگان صرف اخبار و اطلاعات به منتشرکنندگان فعال اطلاعات و اخبار تبديل شوند.
همين بعد مشارکت عمومي و مردمي است كه در حال تبديل شدن به عامل و پايه اصلي ديپلماسي جديد است و تاثيري مهم و حياتي بر سياست خارجي مي گذارد. هم اكنون هيچ گونه روابط خارجي عمده اي با ابتکار داخلي و بدون سنجش اوليه افکار عمومي و در پي آن تاثير بر افكار عمومي جهانيان اتخاذ نمي شود.
«ديپلماسي حقوق دموكراتيك » ايالات متحده، با بهره گيري از اين استراتژي، فرايند انتقال كشورهاي غيرليبرال به ليبرال دموكراسي را از طريق ايجاد ارتباط مستقيم با مردم و اشباع آنها با ايدئولوژي آزاد آمريكائي حمايت مي‌كند.
ديگر دولت‌هاي دموكراتيك براي گسترش نفوذ اخلاقي و تقويت اهداف ژئوپليتيك خود، بر روي نوعي « ديپلماسي دموكراسي » حساب مي‌كنند. ژاپن مانند بسياري از شركاي خود ترجيح مي‌دهد منافع خود را با سياستي كه به دنبال گسترش اجتماعات دموكراسي‌هاست، تامين كند. رئيس جمهور ايتاليا، سيلويو برلوسكوني Silvio Berlousconi، يادآور مي‌شود كه : در جهان مدرن، دموكراسي با وجود بهره‌گيري از سلاح‌هاي كشتار جمعي قابل گسترش و انتشار نيست، مگر تحت شرايط خاص و در موقعيت‌هاي استثنائي .
در عين حال، اگرچه اعتقاد به دموكراسي يك اعتقاد جهاني است و اگر چه دولت‌هاي دموكراتيك به طور معمول از اين طريق به قلمروهاي قدرت متصل مي‌شوند، اما هر كدام از آنها مايلند نوعي از اين اعتقاد جهاني را ترويج كنند كه ارزش‌هاي اجتماعي ـ ملي ويژه آنها را نيز دربرمي‌گيرد. بنابراين هر كدام از آنها، اعتقاد به دموكراسي را به سود منافع ملي خود به كار مي‌گيرند. به معناي ديگر، هر كدام از اين كشورها كوشش مي‌كنند با دادن ويژگي‌هاي فرهنگ ملي خود به دموكراسي، در دموكراسي به مقام قهرماني جهان نائل آيند. اين كشورها گسترش دموكراسي با اهداف منافع ملي خود را به گونه‌اي استراتژيك و به گونه‌اي منتشر مي‌كنند كه همراه با آن پيام‌هاي فرهنگي كليدي خود را نيز ترويج كنند. رهبران ايالات متحده خاطرنشان مي‌كنند كه گسترش دموكراسي تا ارتقاء آن به سطوح بين المللي و جهاني ادامه خواهد يافت، اما آداب و رسوم دموكراتيك ملت‌ها مختلف هستند و دريچه‌اي براي نفوذ متقابل و كسب منافع خواهند بود. به عبارت ديگر، دموكراسي دو معنا دارد مفهومي جهاني و ابزاري ايدئولوژيك كه دولتها سعي مي‌كنند به شكلي اقتضائي براي گسترش نفوذ خود از آن استفاده كنند. واشنگتن خاطرنشان مي‌كند كه تصوير ليبرال دموكراسي آمريكا به عنوان مدلي جهاني،كوشش مي‌كند تا اقتداري چندجانبه و بزرگ براي آمريكا فراهم آورد. پاريس بر فاصله مدل ايالات متحده و مدل فرانسوي دموكراسي اجتماعي تاكيد مي‌كند . تلاش فرانسه اين است كه به عنوان جانشيني خلاق در جامعه بين‌المللي، نقش قوي‌تري از ايالات متحده در صحنه جهاني بازي كند.

سايبرديپلماسي؛ پيش‌گام منافع اقتصادي
دولتها به اين دليل به ديپلماسي جمعي استناد مي کنند که ساختار ماکرو اقتصادي مناسب آنها را با اعمال نفوذ سياسي و اقتصادي رهبران، آن هم سازگار با هنجارها و آداب و رسومي که اين رهبران به عنوان اولويتها براي اقتصاد خود و جهان ترجيح مي دادند را براي آنها فراهم مي‌سازد. فرض اين است که تبادلات اطلاعاتي و فرهنگي، اتصالات فرهنگي با رهبران اقتصادي را در سطحي شخصي که در آن چرخشي به سوي همکاري اقتصادي بين دولتها مي سازد، فراهم مي كند. استراتژيستهاي وزارت امور خارجه آمريکا متقاعد شده اند كه ديپلماسي عمومي از اين طريق مي تواند به دامنه وسيعي از اهداف دسترسي پيدا کند. طرح هاي اطلاعاتي با هدف رهبري اقتصادي و سياسي به انواع دولتها کمک مي کنند تا به ماکرو اقتصادهاي بازار محور، تجارت، سرمايه گذاري، نرخ مبادلات ارزي، برابري و سياستهاي هماهنگ، که به منظور پشتيباني از رشد اقتصادي تدوين شده اند، ياري رسانند. اين طرح ها وقتي با طرح هاي فرهنگي و آموزشي بلندمدت ترکيب مي شوند، به طور شايسته‌اي زمينه را براي رهبري آينده مهيا مي‌کنند تا از تلاشهاي جهاني به منظور نيرومندسازي سيستم مالي بين المللي و سازگاري سياستهاي محلي، مانند مناسب سازي نرخ تبادلات و ارتقاء و بهبودي مقررات بانکي و ثبات اين بهبودها، حمايت کند . نكته ديگر اين است که اين طرح‌هاي اطلاعاتي اصلاحات جانبي را تقويت و كشورها را نسبت به شفافيت مسير سرمايه‌گذاري براي جلب مشارکتهاي اقتصادي تاثيرگذار حساس مي‌کنند، به ويژه اقتصادهاي توسعه يافته و در حال گذار را . طرح‌هاي اطلاعاتي به گونه‌اي طراحي مي‌شوند تا انتقال از سيستم هاي حمايت از توليدات داخلي کشورها به اقتصادهاي بازار محور، حکومت گرداني خوب، رهبري مسئول و جوابگو، ضمانتهاي مالي و توسعه بازارهاي مالي را ترويج و تبليغ کنند. نقش آنان اين است که تصميم گيران سياست خارجي را متقاعد کنند تا قوانين مدني و اقتصادي و همين‌طور برخي هنجارها و آداب و رسوم داراي اولويت كشورها را رعايت کنند . هدف تلاش هاي آموزشي و فرهنگي همچنين تامين رشد محلي و بومي است و اينكه با انتقال از يک موقعيت آشوب زده به ثبات اجتماعي بيشتر و حركت به سوي نظام هاي بازار آزاد، ثبات و پايداري بيشتري فراهم آورند.
انتظار ديگري كه از برنامه هاي فرهنگي و اطلاعاتي سايبرديپلماسي وجود دارد اين است که با تثبيت جمعيت جهاني، آموزش و دادن اطلاعات به آنها، به دنبال ترويج فرهنگ مصرف جمعي و در نتيجه در صحنه جهاني، در خدمت اقتصاد ملي باشند. سياست خارجي ايالات متحده مانند بسياري ديگر از کشورها، به طور شفاف موضوعات انساندوستانه و قاعده‌مندي جمعيت جهان را در يک استراتژي اقتصادي جامع، که در آن ابتکارات آموزشي و فرهنگي نقشي کليدي بازي مي کنند، ادغام کرده و با آن همگرا شده است. دستيابي به رشد باثبات و سلامت جمعيت جهان براي منافع ايالات متحده بسيار مفيد است. پيشرفت هاي اقتصادي و اجتماعي در ساير کشورها مي تواند با رشد سريع جمعيت تحليل برده شود و کيفيت و قابل دسترس بودن خدمات عمومي، فرصتهاي اشتغال محدود و شرکت در از هم پاشيدگي محيط زيست مي‌تواند بار مسئوليت آن را سنگين‌تر ‌کند. برنامه‌هاي اطلاعاتي و فرهنگي، نه تنها خيلي زود موجب تثبيت جمعيت جهان در سطوح قابل تحملي خواهد شد بلكه صداي توسعه اقتصادي را نيز در ساير کشورها تبليغ و ترويج مي کند و با فرصت هاي تجاري پيشرفته و بحران هاي تخفيف يافته جهاني آينده ايالات متحده را بهره مند خواهد ساخت.

سايبرديپلماسي؛ تقويت نفوذ فرهنگي در افکار عمومي جهاني در راستاي تامين امنيت
سايبرديپلماسي در عين حال که مي‌تواند در خدمت منافع استراتژيک اقتصادي و سياسي مدرن و نوين باشد، اگر چه بيشتر اوقات نمي توان اين منافع را از هم تفکيک نمود؛ اين قابليت را دارد که به منافع منفرد و جداگانه نيز منجر شود. اولين و مهمترين اين منافع، منافع امنيتي است.
سايبرديپلماسي به طور روزافزوني عنصري اصلي و محوري در سياست امنيتي مدرن شمرده مي شود. برپايه چشم اندازهاي سنتي، دفاع و هر نوع امنيتي با استفاده از ابزارهاي نظامي قوي تامين مي شود. اما در عصر وابستگي‌هاي جهاني، جوامع به هم پيوسته و ارتباطات در هم پيچيده، نحوه تامين امنيت براي دولتها، شكلي بسيار متفاوت از تحميل و استفاده از قدرت نظامي و نيروهاي بازدارندگي پيدا كرده است. در بافت موقعيتي جديد، سياست امنيتي دائما ماوراء تعاريف کلاسيک محدود رفته و عوامل غيرنظامي را به عنوان نمونه عوامل اجتماعي، فرهنگي و ملاحظات ارتباطي را - دربرمي گيرد. عوامل جديد، از جمله تحولات در عرصه رسانه‌ها و رشد وزن افکار عمومي در تصميم گيريهاي سياسي، منجر به متفاوت سازي کارکردها و سطوح مرتبط با تعاريف و انتقال سياست امنيتي شده اند. فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزار استراتژيک در استراتژي امنيت مي باشند. بر طبق اظهارات رئيس جمهور پيشين آلمان، رومن هرزوگ Roman Herzog، اين عوامل " عوامل اجتناب ناپذير و لازم سياست امنيتي " هستند. اهميت تسهيلات نوين ارتباطات و اطلاعات در امنيت ملي، به همان اندازه قدرت سياسي، نظامي و اقتصادي حايز اهميت شده است.
امروزه دسترسي به نوعي ديپلماسي ناب اقناعي و مبتني بر فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات جمعي، درحين اين كه به طور روزافزوني ضروري مي شود، دسترسي به آن نيز ميسر، ارزان و آسان مي‌شود. سايبرديپلماسي به طور موثري: از بحرانها جلوگيري مي‌کند، مشکلات را حل مي‌کند، اعتمادسازي مي‌کند، پيش از اتفاق افتادن حمله يا خطري پيوستگي و اتحاد مي‌سازد و منافع ملي معمولي را به صحنه بين المللي مي‌کشاند. اين ديپلماسي اولين خط دفاعي را پايه‌گذاري مي‌كند که مي‌تواند بهترين تصوير را براي سياستهاي خارجي تبليغ کند، نسبت به دولتها گرايش مردمي ايجاد مي‌كند و يک محيط بين المللي با ثبات‌تر و امن‌تري پديد مي آورد. ديپلماسي جمعي همچنين مي تواند به عنوان سلاح خطرناکي طراحي شود که تلاش گروه‌ها و دولتهاي متخاصم را با محروم کردن آنها از حمايت‌هاي مردمي خنثي و بي اثر کند. به طور متناوب، مي‌تواند از توسعه احساسات خصمانه جلوگيري كند يا نسبت به آن واکنش نشان دهد يا با با استفاده از استراتژي هاي آموزشي و انتشار اطلاعات، حمله خود را در سطحي بسيار گسترده‌تر و با صبوري و مصمم به اجرا درآورد. در واقع با اين که اين نوع ديپلماسي جانشيني براي کاربرد نيروي قهريه نيست، اما به مکمل غيرقابل اجتنابي براي آن تبديل شده است.
بر پايه نظر کانادايي‌ها، بهره‌گيري از سياست امنيتي شفاف و توسعه‌يافته و فراتر از نيروي نظامي صرف، به اين شکل تامين مي‌شود که رويکردهاي جديد سياست خارجي بر مبناي روابط فرهنگي و اطلاعاتي شکل گيرد. آنها اعتقاد دارند که ترويج موفقيت آميز ارزشهاي صلح آميز، مانند تنوع گرايي فرهنگي و دموکراسي، مي‌تواند در گسترش امنيت ملي و ثبات سياسي بين المللي نقش مهمي ايفا کند.
ايتاليايي ها ترديد ندارند که اين ديپلماسي پيشگيري‌کننده وسيله اي است براي صلح و ثبات سياسي در جهان. ديپلماسي فرانسه نيز بر پايه اين فرض بنا شده است که چنين ديپلماسي ، بيهوده نبوده و مي تواند امنيت را تقويت کند و تلاشها در مقابل تروريسم را با توسعه شکيبايي در تبادلات، روابط مشروع و انسجام بين المللي تسهيل مي کند. به عقيده يوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان، ديپلماسي فرهنگي با ترويج گفتگو و تبادلات فرهنگي که منجر به ايجاد اطمينان مي شود، مي تواند با جامعه‌پذيري کشورهاي مشترک مختلف و با ترسيم يک اجتماع بين المللي باز براي آنها، نقشي حساس در پيشگيري از جنگ بازي کند. براي بريتانيا، اين نکته روشن است که « اگر ما قصد داشته باشيم از لغزش براي مبارزه بين غرب و سايرين اجتناب کنيم، ارتباطات و رابطه سازي بخشي از بازي ما را شامل مي شود ». جالب است به خاطر بسپاريم که جستجو و تلاش براي کسب مشروعيت فرهنگي و اخلاقي در بين مردم جهان، در قلب سياست گذاري پروژه هاي امنيتي و دفاعي جامعه اروپا قرار دارند ». وزير امور خارجه ايران نيز اعتقاد دارد که : « سياست موفق ايران در زمينه ايجاد فضاي گفتگوي ميان تمدنها و به منظور گسرش روابط، به طور قابل توجهي از هزينه هاي دستيابي به امنيت ملي کاسته است .» اين چشم انداز با چشم انداز همتاهاي هندي، ترکي و ژاپني ايران که ديپلماسي جمعي، محوري مرکزي در تفهيم سياست امنيتي آنها دارد، به اشتراک گذاشته شده است. آنها معتقدند که سايبرديپلماسي با کمک به حل پيچيدگي هاي ايدئولوژيک و تقويت نزديکي هاي فرهنگي، جزئي اصلي از روند صلح بين المللي است .

همان طور که ژوزف.ناي J.Nye و دبيليو اونW.Owen تشريح مي کنند عصر اطلاعات با چند منظوره کردن ديپلماسي فرهنگي آمريکا؛ در قابليت آن براي تقويت پيوندهاي مهيج با ملل خارجي و براي تسريع پيمانهاي بين دول و کاربرد موردي در ائتلاف‌ها عمل مي‌کند. « اين اعتقاد وجود دارد که در عصر اطلاعات ، نفوذ و تاثير ديپلماتها و قدرت نظامي به سوي کساني برود که مي توانند اطلاعات معتبر را در جهتي منتشر کنند که منافع آنها را حمايت کند و به صورت تاثيرگذاري فشار افکار عمومي را بر روي رهبران ساير کشورها متمرکز سازد.»

در نهايت
ديپلماسي هنر افزودن دوستان است.
اتو ون بيسمارك

رهبران سياسي، طراحان سياست خارجي و ديپلماتهاي سراسر جهان، به طور روزافزون به اين نتيجه نائل آمده و مي‌آيند كه سايبرديپلماسي را به عنوان يك استراتژي ضروري، محوري، مقتضي، شايسته، قابل دستيابي و فوق العاده براي قرن بيست و يكم انتخاب نمايند. براي آنها آشکار شده است که فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزارهاي اصلي دستيابي به موقعيت بين المللي بهتر و حداکثرسازي منافع ملي است. آنها در ابتدا، به سايبرديپلماسي به عنوان يک رويکرد مناسب و کاملا مجهز براي رسيدگي به دو وجه پايين: وابستگي متقابل جهاني و فرصتهاي جديدي که معرفي مي کند، مي‌نگرند. آنها به خوبي آگاه هستند که تغيير و تحولات پايدار و عميق در چشم انداز جهاني، مانند تحولات حوزه تکنولوژي هاي نوين و افزايش دموکراتيزاسيون، نه تنها به كارگيري سايبرديپلماسي را امکان پذير نموده است، بلکه به طور قابل ملاحظه اي براي موفقيت دولتها در صحنه بين المللي لازم، ضروري و حياتي شده است.

سايبرديپلماسي در واقع اغلب با ايجاد روابطي هماهنگ، دوستانه و نزديک با كشورها و به ويژه مردم آنها، توليد نيرو و هم‌افزايي ( Synergy ) مي‌کند . با توجه به بسياري از ملاحظات، اين نوع ديپلماسي با فکر باز و صادق، يکي از کم خطرناکترين راهها براي متعهد نمودن افکار عمومي مخاطبان خارجي، ساخت روابط قوي و پيمانهاي طولاني و با دوام ميان دولتها است. عامل مهمي كه سايبرديپلماسي از آن نفع مي‌برد، شناخته شدن آن به عنوان يک راه ارزان است كه توانايي و قابليت طراحي چارچوب مذاکرات بين المللي را داراست و نقشي کليدي در سياستهاي جهاني بازي کند. در عصري که بهره برداري از نيروي نظامي بسيار گران و بدون تاثير است، سايبرديپلماسي مسکن موقت ايدئالي ارائه مي‌كند.
واقعيت اين است كه نوآوري‌هاي فني و محتوايي در تاكتيكها و استراتژيهاي رسانه‌اي، صافي‌هاي تازه‌اي را براي جداكردن ديپلماسي برندگان از ديپلماسي بازندگان در عصر اطلاعات و ارتباطات ايجاد كرده‌اند .
درگذرهرلحظه، سايبرديپلماسي براي هدايت سياست خارجي غيرقابل اجتناب‌تر و حياتي‌تر مي‌شود. بسياري از تصميم گيران به سايبرديپلماسي، به عنوان ابزاري برتر براي پيروزي بر قلبها و پوييدن راهي كه دولتها براي دستيابي به اهداف خود بيشتر و بيشتر به آن وابسته مي شوند، مي نگرند و به اين شكل به طور روزافزوني "پيروزي بر روح آدميان " را به جانشيني " روح پيروزي بر ساير دولتها " برمي‌گزينند.
بياييد از رسانه ها متنفر نشويم؛ رسانه داشته باشيم و رسانه‌اي پويا شويم! در فضاي نوين ديپلماتيك، افکار عمومي جهانيان شما را از طريق رسانه ها و لينکهاي شما مي شناسد.
You Are Your Media and What You Link

---------------------
* پانوشت های مقاله را می توانید در نسخه pdf آن بخوانید
نسخه pdf مقاله


لطفا با رعایت حقوق مولفین از مطالب وب سایت استفاده کنید

EPRSOFT :  صفحه اول | درباره ما  |  اخبار  | وبلاگ مدیریتارتباط با مانقشه سایت
وبلاگهای تخصصی:  عضویت | راهنما  | فهرست وبلاگ هاورود اعضاء
پایگاه دانش:  مقالات و منابع  |  گفتگوها  | تازه ترین لینک ها بانک اطلاعات اسناد و قوانین
خدمات:   مشاوره روابط عمومی الکترونیک | میزبانی وب hosting | ثبت دامنه domains
نرم افزار:   فهرست  | سیستم های مدیریت محتوا | سیستم های ارتباطی |  بانک های اطلاعاتی و آرشیو | اتوماسیون
تالارهای گفتگو:   فهرست تالارها  |  تازه ترین گفتگو  |  راهنما  |  ثبت نام  |  لیست کاربران
پیوندها :  مطبوعات | خبرگزاریها | وب سایتهای خبری | تخصصی ارتباطات | روابط عمومی ها

[top page]

2